فرزندان عزیز من،
چند روز پیش برایتان موعظهای کردم. آن را برای این ارائه کردم که صرفاً شرکت در مراسم قداس و گفتن دعاهایتان — که البته بسیار مهم است — کافی نیست، بلکه باید خود را فراموش کنید و تنها به دیگران، به همسایهتان فکر کنید.
من به زمین آمدم تا خودم را فدای شما کنم و هرگز از مراقبت از شما دست نکشیدم. میخواستم آموزهی حقیقی را به شما بیاموزم — همان آموزهای که آموزههای دریافت شده از موسی را بهبود بخشید — و در حین ارائه این دستورالعمل، که بسیار مهم و ضروری است، پیشاپیش شما رفتم و هم روحها و هم بدنها را شفا دادم. بدن برای روح ضروری است و روح برای بدن؛ هر دو باید تقدیس شوند تا به بهشت و رستاخیز نهایی در زمانی که آن ساعت فرا برسد، دست یابند.
از آنجایی که بهشت خارج از تمام زمانهاست، به زمین وابسته نیست، و زمین نیز به نوبهی خود به بهشت وابسته است. به همین دلیل است که هر موجودی که وارد بهشت میشود، وارد ابدیت میگردد و رستاخیز شخصی خود را تجربه میکند، که برای زمین در پایان جهان رخ خواهد داد. به همین دلیل است که در بهشت، تمام قدیسانی که در ابدیت هستند — جایی که دیگر زمانی وجود ندارد — با بدنهای باشکوه خود پوشیده شدهاند و مانند خداوند، به تمام زمانها در زمین دسترسی دارند. آنها میتوانند بر تمام مردم در تمام دورانها تأثیر مثبت بگذارند، زیرا برخلاف شما، مقید به زمان زمینی نیستند.
من زمین و آسمانها را آفریدم — یعنی آن فلکِ بالای زمین که از طریق عملکرد کرههای مختلفی که آن را احاطه کردهاند (تروپوسفر، استراتوسفر و غیره)، شما را از خلأ فضا محافظت میکند. به این ترتیب، زمین از خلأ محافظت میشود و گرانش آن شما را بر سطح خود نگه میدارد.
در بهشت، اوضاع متفاوت است. بهشت قلمرو معنویت است؛ دنیای فیزیکی و مادی در آنجا وجود ندارد. همهچیز روحانی است و هیچچیز مادی نیست. به همین دلیل است که فضا در بهشت بیکران است — عظمت آن بینهایت است. فضایی نامحدود وجود دارد؛ هرگز نمیتواند بیش از حد شلوغ شود؛ زیبایی، ثبات، لذت بردن از خداوند و سعادت مطلق، پایانی ندارند. در بهشت، شما وارد دنیایی ناشناخته میشوید که برای ذهن انسان غیرقابل تصور است، زیرا همهچیز در آنجا لطف، زیبایی، نیکی و بخشندگی بیکران است — و هرگز رنگ نمیبازد. خداوند حقیقتاً ارباب و مالک همه است، اما آیا گفته نشده است که برای بندهای که به خلوت و نزدیکیِ اربابش راه یافته، رازی باقی نمیماند؟ و برای فرزندان بزرگسالِ آن ارباب، حتی ناشناختههای کمتری وجود دارد. فرزند خدا که اکنون بزرگسال شده است، در بهشت همچون اربابی فرمان میراند؛ او شناختهشده است، محبوب است و در قبال هر آنچه برای او و با او انجام میدهد، نزد خداوند پاسخگوست.
در بهشت، پرستش جریان دارد — همان دعای فطری که از هر لب جاری میشود، چرا که نمیتوان خدا را دوست داشت بدون آنکه او را ستایش کرد، پرستید و اطاعت نمود؛ عشق عمیقی که فرد در درون خود نسبت به او دارد، شادی درونی بیکرانی به ارمغان میآورد. خانوادهای که یکدیگر را عمیقاً دوست دارند، شادمان است؛ آنها خوشبختی را در پیوند ویژهای میان اعضای خود مییابند، یکدیگر را درک میکنند و به هم کمک میکنند؛ با پدر، مادر، برادر و خواهر خود همکاری میکنند — پیوند وحدت آنها را برای همیشه به هم متصل میکند و ابدیت هرگز پایان نخواهد داشت.
در بهشت، خداوند شاد است و پدری شاد، برای فرزندان بزرگسال خود شادی میآورد. مریم مادر آنهاست و او نیز برای فرزندانش شادی میآورد. قدیسان شاد هستند زیرا یکدیگر را میشناسند، قدر یکدیگر را میدانند، یکدیگر را تحسین میکنند و با شادی و سادگی به یکدیگر کمک میکنند. آنها خدای خود را ستایش و پرستش میکنند، همان خدایی که در زمان حضورشان بر روی زمین نیز ستایش و پرستش میکردند؛ اما اینجا در بهشت، این پرستش عمیق است، بدون هیچ حواسپرتیای — چنان غرق شدنِ کاملی در خداست که خود آنها نیز الهی میشوند. در واقع، خداوند عیسی در انسانیت آنها سهیم شده بود و اکنون آنها در الوهیت او سهیم هستند.
خداوند زیباست؛ او قادر متعال است؛ او همه چیز را به همگان میبخشد؛ او بسیار نیکوست؛ او عادل است — بله، حتی در بهشت عدالت او شامل حال تمام فرزندانش میشود که آن را با تمام وجود میپذیرند؛ بهشت همان خانهای است که همه ما در زمین آرزوی داشتن آن را داریم، زیرا هیچ نقص، فرسودگی یا زوال در آن نیست. همهچیز کامل است و هرگاه وظیفهای برای انجام دادن باشد، آن کار به شکلی بینقص، عاشقانه و همیشه زیباترین حالت ممکن انجام میشود.
پادشاهی خدا گوهری شایسته ارباب آسمانهاست: خدای پدر، پسر و روحالقدس. شخصیت پدر با شکوه و دارای زیبایی بیهمتاست؛ چهره خندان او مسحورکننده است و هنگامی که به یکی از فرزندانش مینگرد، آن فرزند از عظمت او مبهوت میشود، لبریز از نور میگردد و میداند که با عشقی قدرتمند و تمامعیار دوست داشته میشود.
پسر مانند پدر است و روحالقدس مانند پدر و پسر است؛ هر یک برای ابدیت با هم متحد هستند، بدون هیچ سایه یا جدایی، و قدیسان میآیند تا این عشق بیکران را کامل کنند. مریم عذرهی متبارک از همه فراتر است؛ او دختر محبوب، مادر و همسر خدا و مادر تمام قدیسان است. جایگاه ویژه او نزد خدا مورد تحسین همگان است و همانگونه که برای فرزندانش بر روی زمین انجام میدهد، او نیز با میل خود و همیشه با تمام قلب برای کسانی که او را میخوانند شفاعت میکند. او زیباست، با زیباییای کاملاً آسمانی، و این ظاهر بسیار ستودنی و محترم، او را فراتر از تمام فرشتگان و قدیسان بهشتی قرار میدهد. بله، او حقیقتاً برای همیشه ملکه آسمانهاست.
و آنگاه، همانطور که انسان آزادانه در این بهشت — چنان وسیع، چنان زیبا و چنان استثنایی — قدم میزند، ممکن است با این یا آن قدیس مشهور، و سپس با این یا آن قدیس ناشناخته برخورد کند. آری، بهشت پر است از تمام قدیسان مشهور و شهداهای بسیار، اما همچنین پر است از تمام کسانی که در زمین زندگیهایی داشتند که مورد پسند خدا بود — زندگیهایی بدون شکوه ظاهری، اما از طریق فداکاریها، توبهها، خودگذشتگیها و بخششهایشان، شایستگیهای مسیح مصلوب را گرد آوردهاند. این افراد خود را در میان قدیسان مییابند، که گاه با تعجب بسیار است، زیرا آنها در زمین خود را چیز خاصی تصور نمیکردند، در حالی که متواضعانه میکوشیدند کاتولیکهایی نیکو و وفادار به احکام ایمان باشند.
در بهشت، هیچ قدیس کوچکی وجود ندارد؛ خدا تکتک آنها را — به گونهای خاص و شخصی — دوست دارد و هر کسی در آنجا جایگاه خود را دارد. و من، عیسی مسیح، همگی شما را در آنجا منتظرم. بیایید، بیایید!
خداوند برای رحمت بزرگش ستایش شود.
به نام پدر و پسر و روحالقدس †. آمین.
پروردگار و خدای تو
منبع: ➥ SrBeghe.blog