امروز صبح مادرم ظاهر شد.
او که به زبان اسلوونیایی با من صحبت میکرد، گفت: «دخترم، شاد باش. چرا همیشه ناراحت و نگران هستی؟ ارزش ندارد که ناراحت و نگران باشی. عیسی تو را دوست دارد و خداوند پدر خیلی زیاد تو را دوست دارد. آنها همیشه تو را به سمت من و پدرت راهنمایی میکنند.»
گفتم: «مامان، پس تو پیامآور عیسی هستی.»
او گفت: «او به تو رنج میدهد، اما او دارد تو را برای عصر جدیدی که خیلی خیلی زود وارد آن خواهی شد، آماده میکند.»